
دلم مي خواست بازم تو رو يه شب تو خواب مي ديدمت
مثل گلاي نيلوفر،از روي آب مي چيدمت
بازم مي شد با هم ديگه كنار دريا بشينيم
يا بپريم به آسمون آبي عشقو ببينيم
دلم مي خواست با هم ديگه تنهائي رو قال بذاريم
دل بكنيم از اين قفس، براي هم بال بذاريم
سر بذاريم رو دوش هم ، براي هم گريه كنيم
با همه مهربون باشيم ، براي هم گريه كنيم
يه پل رو آبها بزنيم، دو رنگي رو دور بزنيم
به مركز عاشق شدن، نقطه پرگار بزنيم
بگيم به هم از دل و جون، من مي مونم ، تو هم بمون
نريم سراغ ديگرون ، پا نذاريم رو عهدمون
اگه يكي مون بميره، اون يكي ياري نگيره
عاشق بمونه تا كه هست، چون كه به عهدش اسيره
يعني اينها خياليه ، فقط قاب عكس خاليه
داشتن تو براي من، آرزوي محاليه
كاشكي مي شد كه رؤياهام ، رنگ حقيقت بگيرند
تموم درد و غصه هام ، تو چاه و نفرت بميرند
كاشكي مي شد كه تا ابد ، من و تو مال هم باشيم
براي پرواز از قفس، پرهاي بال هم باشيم
***












